رادیو شبکه

جامعه

مبنای ایجاد گروه استفاده از دیدگاههاونظرات صاحب نظران..

  • مبنای ایجاد گروه استفاده از دیدگاههاونظرات صاحب نظران درجهت ارایه مطالب ومشکلات و پیشنهادات درباره ی ایران وبه ویژه سیستان میباشد.
کاربران گروه
مدیران گروه

جامعه

گروه عمومی اجتماع و سياست 5 کاربر 1 پست

ارسالهای جامعه

محمد تقی رخشانی

محمد تقی رخشانی

1394/05/4 - 01:07

محبت و مدارا در فرهنگ ایرانی

دکتر محمدتقی رخشانی

محبت و مدارا از ویژگی های شخصیتی و ارکان هویتی ایرانیان است که از روزگاران پیشین در فرهنگ ایرانی از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است.

الهه هایی چون میترا (مهر) و آناهیتا (ناهید) در آیین های ایرانی نشانه و نماد خورشید و آب و نهایت بخشش، محبت، وفاداری به پیمان و مدارا بوده اند.

در آیین ایرانی زرتشت نیز تاکید بر آن است که نه تنها در گفتار و کردار بلکه در پندار و اندیشه نیز به دنبال نیکی باشید و هرگز بدی و پلیدی را در پندار خود نیز راه ندهید و همواره برای همگان نیکی آرزو کنید و این نهایت محبت و مدارا با دیگران است.

متون ایرانی سرشار از روحیه ی محبت و مداراست. در این میان شناسنامه ی ایرانیان، سروده ی گرانقدر شاعر ملی ایران زمین حکیم فردوسی توسی از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

اگر چه شاهنامه شرح دلاوری ها و جانفشانی های اسطوره ها و پهلوانان ایرانی است و برگ برگ آن سرشار از رشادت های ایرانیان در مقابله با متجاوزان به حریم و مرزهای ایران زمین است اما در عین حال محتوای گرانسنگ شاهنامه روح بلند ایرانشهریان را در محبت و مدارا نسبت به همدیگر و حتی دشمنان به تصویر می کشد.

این ویژگی از آن روست که در صحنه های سخت رویارویی با مرگ است که انسان ماهیت واقعی خود را نشان می دهد و آنگاه که خشم سرکش زبانه می کشد انسان درون خود را آشکار می سازد و هویت تاریخی- فرهنگی خود را بروز می دهد. بر همین مبناست که در جای جای شاهنامه و در معرکه های جنگ و خشونت شاهد روحیه ی محبت و مدارا و خردگرایی ایرانیان هستیم. ذکر چند نمونه می تواند راهگشا باشد.

چون کیخسرو به جنگ تورانیان می رود و آنگاه که دو سپاه در مقابل هم صف کشیده اند و شمشیرها آخته اند و فرماندهان قاعدتاً باید سربازان خود را به قتل و کشتار تحریض کنند او یکایک فرماندهان خود را احضار می کند و آنها را به محبت و مدارا و پرهیز از خشونت بی مورد فرمان می دهد. خطاب به گودرز گرد دلاور سپاه ایران می گوید:

نگر تا نیازی به بیداد دست             نگردانی ایوان آباد پست

به کردار بد هیچ مگشای چنگ          بر اندیش از دود و نام و ننگ

چو لشکر سوی مرز توران بری       مکن تیز دل را به آتش سری

به هر کار با هر کسی داد کن           زیزدان نیکی دهش یاد کن

جهان دیده ای سوی پیران فرست      هشیوارو زو یادگیران فرست

به پند فراوانش بگشای گوش             بر او چادر مهربانی بپوش

آنگاه فرامرز یل را می خواهد و خطاب به او می گوید:

زتوران سپه هر که آنجا بود             اگر ناتوان ور توانا بود

هر آن کس که با تو بجوید نبرد         سراسر برآور سرانشان بگرد

کسی کو به رزمت نبندد میان            چنان کن که او را نباشد زیان

تو را دادم این پادشاهی بدار             به هر جای خیره مکن کارزار

به هر جایگاه یار درویش باش           همین راد بر مردم خویش باش

سپس دیگر دلاور ایران زمین و فرمانده جبهه ی دیگر سپاه را احضار می کند:

دگر گفت با توس کای نامدار         یکی پند گویم زمن یاد دار

نیازرد باید کسی را به راه            چنین است آیین تخت و کلاه

کشاورز یا مردم پیشه ور              کسی کو برزمت نبندد کمر

نباید که بر وی وزد باد سرد           مکوشید جز با کسی هم نبرد

نباید نمودن به رنج، رنج                که بر کس نماند سرای سپنج

این همه هشدارهای پادشاه به فرماندهان است که مبادا خشونت از حد بگذرد و مبادا مدارا فراموش شود و افرادی غیر از جنگجویان آماده ی نبرد را فرا بگیرد. در کنار پادشاه پندهای رستم دستان به فرامرز هم شنیدنی است.

بسی پند و اندرز گفتش بدوی         که ای نامور پور پرخاشجوی

به خیره میازار جان کسی             نباید که پیچی زافرابسی

منه تو رهی کان نه آیین بود           که تا ماند آن بر تو نفرین بود

چو نیکی نمایدت کیهان خدای          تا با هر کسی نیز نیکی نمای

مدارایی که در گفتار کیخسرو و رستم دیده می شود در واقع منش و فرهنگ ایرانی است. این نگاه مهربان و انسانی گاه تا به آنجا پیش می رود که حتی دشمن مقهور و شکست خورده را نیز خویش خود می خواند و در پیوندی انسانی و بشردوستانه نسبت به آنها مدارا روا می دارد در بخشی دیگر از شاهنامه شاهد آن هستیم که بهرام به دست تژاو تورانی زخمی می شود و در آستانه ی جان باختن است که تورانیان شکست می خورند و تژاو تورانی دستگیر می شود و او را دست بسته به پیشگاه بهرام می آورند تا سر از تنش جدا کنند اما رفتار توام با مدارا و انسان دوستی بهرام نقطه ی اوج روح بلند ایرانی است:

ز دو دیده بهرام بس خون براند         زکار سپهرش شگفتی بماند

خروشی برآورد کاندر جهان             که دید آشکار و نهان

که گر من کشم یا کشی پیش من         برادر بود کشته یا خویش من

این نگاه انسانی آن هم در بحبوحه ی جنگ و آن هم در مورد کسی که اندکی قبل با ضربت شمشیر به مرگ بهرام رضایت داده بود بسیار ارزشمند است و شاید حتی فراتر از بیان انسانی مصلح الدین سعدی شیرازی باشد که شعر او نماد سازمان ملل گشته و سر در ورودی آن سازمان را زینت داده است.

بنی آدم اعضای یک پیکرند            که در آفرینش زیک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار       دگر عضوها را نماند قرار

اگر اندکی فراتر برویم نکات برجسته تری را نیز خواهیم یافت، زمانی که توران و چین در قالب سپاهی مشترک به جنگ ایرانیان آمدند و رستم فرمانده سپاه مشترک یعنی کاموس را کشت و شکست در سپاه چین و توران افتاد رستم روحیه ی لطیف مدارا و محبت ایرانی را نشان داد:

چنین گفت رستم که کشتن بس است          زمان هر زمان بهره ی هر کس است

همه جامه ی رزم بیرون کنید                    همه خوب کاری به افزون کنید

بی آزاری و خامشی برگزین                    که گوید که نفرین به از آفرین

در پس همین فتح و غلبه بر توران است که کیخسرو پادشاه ایران به اتکای جوهره ی ناب و پایه های گرانقدر فرهنگ ایران زمین خواهان بروز و ظهور معجزه ی ایرانی می شود.

زدل ها همه کینه بیرون کنید          به مهر اندرین کشور افسون کنید

بکوشید خوبی به کار آورید            چو دیدید سرما بهار آورید

سر بی گناهان نباید برید               زخون ریختن دست باید کشید

نه مردی بود خیره آشوفتن             بزیر اندر آورده را کوفتن

نباشد جهان آفرین را پسند              که جوید بر بی گناهان گزند

شعر حکیمانه ی سعدی شیرازی که آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا بازتاب درونی روحیه ی ایرانی است که می گوید در این جهان به جز مهر نکارید به بیان زیبای نجم الدین کبری حتی اگر پاسخ مهربانی و مدارای تو مهربانی و مدارا نباشد.

هر که ما را یار شد او را یار باد                   هر که ما را خوار کرد از عمر برخوردار باد

هر که در راه ما خاری نهاد از دشمنی            هر گلی از باغ وحشش بشکفد بی خار باد

در دو عالم نیست ما را با کسی گرد و غبار      هر که ما را رنجه دارد راحتش بسیار باد

لینک مستقیم پست
2 دیدگاه
در جامعه
گزارش
4 +

کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و سیستو فیس دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد